خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

617

نهج البلاغة ( فارسي )

باز ايست ، و براى روز حساب توشه اى برگير ، و براى رويارويى با حادثه اى كه در راه است ، دامن بر كمر زن ، و به سخن گمراهان گوش فرامده . و اگر نكنى تو را از چيزى كه از آن غافل مانده اى ، مىآگاهانم . تو مردى هستى غرقه در ناز و نعمت . شيطانت به بند كشيده و آرزوى خويش در تو يافته است و اينك در سراسر وجود تو چون روح و خون در جريان است . اى معاويه ، از چه زمان شما زمامداران رعيّت و واليان امر امّت بوده‌ايد و حال آنكه ، نه در دين سابقه اى ديرين داريد و نه در شرف مقامى رفيع . پناه مىبريم به خدا از شقاوتى دامنگير . و تو را بر حذر مىدارم از اين كه ، همچنان ، مفتون آرزوهاى خويش باشى و نهانت چون آشكارت نباشد . مرا به جنگ فراخواندى . مردم را به يكسو نه ، خود به تن خويش به پيكار من آى . دو سپاه را از آن معاف دار تا همگان بدانند كه كداميك از ما قلبش را زنگ گناه تيره كرده است و پردهء غفلت بر ديدگانش افتاده . من ابو الحسنم . كشندهء نياى تو ( 1 ) و دايى تو ( 2 ) و برادر تو ( 3 ) در روز بدر سرشان شكافتم . اكنون همان شمشير با من است و با همان دل با دشمن روبرو مىشوم . نه دين ديگرى برگزيده‌ام و نه پيامبرى نو . بر همان راه و روشى هستم كه شما به اختيار تركش كرديد و به اكراه در آن داخل شديد . پنداشته اى كه براى خونخواهى عثمان آمده اى ، مىدانى كه خون عثمان در كجا ريخته شده ، پس آن را از همان جا بطلب ، اگر به خونخواهى او آمده اى . گويى چنان است كه مىبينمت كه چون جنگ بر تو دندان فرو برد ، مىنالى آنسان ، كه شتران گرانبار از سنگينى بار خود مىنالند . و مىبينم كه سپاهيانت درگير و دار ضربتهاى پياپى و حوادث دردناك و سرنگون شدنها مىنالند و مرا به كتاب خدا مىخوانند ، حال آنكه ، مشتى كافرند و منكر يا بيعت كرده و بيعت شكسته .

--> ( 1 ) . جد مادرى معاويه ، عتبة بن ابى ربيعه . ( 2 ) . وليد بن عتبه ( 3 ) . حنظلة بن ابى سفيان